خرید بک لینک

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «** از این جواب میترسم **» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.


ده سالم بود، از طرف مدرسه انتخاب شده بودم برای مسابقات دو و میدانی 

مسابقه شروع شده بود، از همان اول از رقیب هایم جلو تر بودم

هر‌چه می‌گذشت فاصله ام با دیگران بیشتر می شد، دور آخر بود

مطمئن بودم که اول می شوم، سرعتم را کم کرده بودم

چند متر آخر را آهسته تر می دویدم، یک نفر آمد از کنارم مثل باد گذشت ...

باورم نمی شد !!! دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده بود

دوم شدم ؛در مسابقه ای که می‌توانستم اول شوم ...

از شدت ناراحتی‌ روی زمین افتاده بودم، معلم ورزش و مدیر مدرسه آمدند بالای سرم و گفتند:

اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود اول شوی ؛

هیچکس به من نگفت چرا بیشتر تلاش نکردی ... همه گفتند خدا نخواست !!!

_ چند ماه به کنکور مانده بود

بیش تر از یک سال وقت گذاشته بودم تا به هدفم برسم، آماده ی آماده بودم، ولی روز کنکور...

استرس داشت دیوانه ام می‌کرد، وسط جلسه روحیه ام را باختم

انگار آلزایمر گرفته باشم ... هیچ چیز‌ یادم نمی آمد...

تمام شد!!! نتایج آن‌چیزی که می‌ خواستم نبود

رشته ای که می‌خواستم قبول نشدم و رشته ی دیگری را انتخاب کردم

همه گفتند اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود آن رشته را قبول شوی ؛ 

هیچکس به من نگفت برای هدفت بجنگ و حقت را بگیر ... همه گفتند خدا نخواست !!!

_ داستان ما برای دیگران افسانه ای شده بود، مگر امکان داشت کسی از ما خوشبخت تر باشد

انگار دست های ما را هزاران سال قبل در دست های هم گذاشته باشند

ما نیمه ی پیدا شده ی هم بودیم ...

هیچکس نفهمید چه شد ، چه شد که با یک اشتباهِ ما ، همه ی افسانه ها تمام شد

چه شد که از ما خوشبخت تر هم‌ پیدا شد، چه شد که گره ی کور دستهایمان باز شد

چه شد که همه چیز تمام شد ؛

دوست و رفیق و آشنا وقتی من را می‌دیدند می‌گفتند اشکال نداره ، خدا نخواست ، قسمت نبود 

هیچکس به من نگفت اشتباه کردی ، همه گفتند خدا نخواست !!!

می ترسم از آن دنیا ، نه برای مرگ

می‌ترسم بروم کنار خدا بایستم ... با چشم های پر از آب نگاهش کنم و بپرسم

چرا نخواستی؟؟!

در آغوشم بکشد و بگوید من بیشتر از تو می خواستم ... تو نخواستی ...

تو تلاش نکردی ... تو نجنگیدی ... تو اشتباه کردی

می‌ترسم از آن دنیا ... می‌ترسم از این جواب

برچسب: نویسنده: سینا کوهی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 12:06

صفحه بندی