خرید بک لینک

راست می گفتی !

دلدادگی آنقدرها هم که فکرش را می کردیم، ساده نبود.

ساده نیست؛

دل که می دهی، خودت را دو دستی تقدیم اوی قصه کرده ای.

بخندد، می خندی.

اشک بریزد، اشک نمی ریزی؛ سیل می باری.

سرد باشد، مرداد با همه گرمایش به حالت برف می بارد

و انتظار ...

امان از این انتظار که می شود کار هر روزه که هیچ؛ کار هر ثانیه ات.

برچسب: راست میگفتی پدر,راست میگفتی تو دیگر اکنون دیر است,راست میگفتی تو,راست میگفتی سهراب,راست میگفتی,راست میگفتی تو باید از عشق برید,تو راست میگفتی بعضی اخلاقام بد بود,شعر راست میگفتی پدر,تو راست میگفتی مرتضی پاشایی,تو راست میگفتی پیام صالحی, نویسنده: سینا کوهی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 13:48

صفحه بندی